تبليغاتX
:: المهدي من ولدي، اسمه اسمي و كنيته كنيتي ::  

به خدا اگر بيايي اثر از خزان نماند تو نهايت اميدي تو بدايت بهاري



 

سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش! و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به

 

سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند. به شوق زيارت صحن و سراي جان

 

فزايت،اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم،

 

 يا حســــــين

 

 

 يا حسين

 

 

اي جاده هاي پر فراز و نشيب، زير پاي كاروان رام شويد و اي مركب هاي چمند و

 

چموش، راهوار گرديد كه كاروان به كربلا بازگشته است! بگذاريد كه غبار خستگي با اشك

 

چشمان حسرت زده ديدار شسته شود. كاروان به زيارت آمده است و براي شكوفه هاي

 

زخم سوغات اشك آورده است. سلام بر تو اي سرزمين اندوه ها!

 

يك اربعين از گستاخي شمشيرها و نيزه ها مي گذرد. يك اربعين از لگدكوب شدن شكوفه

 

هاي زخم، زير سم اسبان ستم مي گذرد، و اكنون كاروان به زيارت آمده است.

 

با سينه اي داغدار با كاروان زائران مزار شهداي كربلا هم نوا مي شويم

 

 

+نوشته شده در85/12/16ساعت توسط رفيق |